Get Adobe Flash player

ديوان سيف اسفرنگ

  ماخذ كتاب:كتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري سپهسالار - جلد2
در صفحات:612تا614
زبان كتاب:فارسي
نام كتابخانه: كتابخانه مدرسه عالي شهيد مطهري شهر: تهران
مولف:سيف الدين اعرج اسفرنگي
توضيحات درباره مولف ( اسفرنگ كه آنرا اسفره نيز گويند بنابر نوشته
ياقوت در معجم البلدان ( ج 1 ص 248 ) از توابع سغد سمرقند است و امين احمد نوشته
كه تا مرغنان نه فرسنگ است ) از شعراي قصيده سراي قرن هفتم هجري است و
چنانكه خود وي تصريح نموده (1) {1} بسال 581 متولد شده و در ماخذ نگارش اين
مختصر (2) {2} هشتاد و پنج سال عمر براي وي معين گرديده بنابراين بسال 666 (3)
{3} وفات يافته در شمع انجمن نوشته كه صد سال عمر كرد و بسال 652 وفات يافت.
و بطلان اين قول واضح است. - سيف الدين بيشتر بطرز خاقاني و ظهير فاريابي راغب بوده و اشعار حماسي
زياد دارد در تمام ديوان او تخلصي نيست و از طرفداران و دوستان اهل بيت
پيغمبر اكرم ص بوده و در اين باب ابياتي چند در اين ديوان موجودست و از آنهاست:
تو داني كه بر اهل دين سخت باشد بجاي علي ديدن آل مروان
زانكه در باب امامت ز پيمبر بيقين هست بر جمله اولاد علي نص علي
_______
{1}
(1) در ورق 302 نسخه شماره ( 282 ) اين كتابخانه است:
مرا مادر پس از تاريخ هجرت بسال پانصد و هشتاد و يك زاد
نهال عمر من هفتاد و نه سال چو طوبي هر زماني نوبري داد
اگر فرزند جسماني نبودم كه گيرد در جهان از نام من ياد
مرا فرزند روحاني بسي هست كه جان غمزده زيشان شود شاد
تن من گر بميرد تا قيامت بقاي جان فرزندان من باد
{2}
(2) تذكره دولتشاه ص 126 - 128 هفت اقليم 1205 - 1209، آتشكده آذر ص 232 - 233
مجمع الفصحا ج 1 ص 252 - 254، مقدمه ديوان سيف ( اولين نسخه اين فهرست ) از هدايت،
شمع انجمن ص 213 و تاريخ مفصل ايران ( مغول ) آقاي اقبال ص 534. شامل شرح حال اين شاعر ميباشند.
{3}
(3) در آتشكده ( فقط در نسخه خطي شماره ( 2682 ) اين كتابخانه تاريخ فوت را دارد و در نسخ ديگر
خطي و نسخه چاپي سال وفات نوشته نشده است ) و تاريخ ايران ( مغول ) وفات سيف الدين بسال
666 ثبت گرديده و در مقدمه اين ديوان و مجمع الفصحا هدايت با اينكه عمر او را 85 سال تصريح
نموده و خود او تولدش را نيز بسال 581 نقل نموده، گويد بسال 672 وفات يافته و اين مسلما
اشتباه است.

بخش بندي: اين ديوان شامل مدائح خوارزمشاهيان از سلطان علاء الدين محمد (4) {1} بن تكش بن
الب ارسلان ( 596 - 617 ) كه او را سلطان سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند تا
سلطان جلال الدين آخرين پادشاه اين دودمان و درباريان و دانشمندان اين عصر
و سلطان تاج الدين محمود پادشاه كرمان (1) {2} و امير عميد قطب الدين حبش كه از امراء
مغول و از طرف جغتاي و جانشينان او اداره ماوراء النهر بدو بر گذار بوده و
غزليات و مقطعات و رباعيات و تركيب بند و غيره ميباشد
_______
{1}
(4) سلطان محمد بن تكش بن ايل ارسلان كه پيش از سلطنت ملقب به قطب الدين بوده و پس از آن
علاء الدين گرديد از سال 596 تا 617 چنانكه در ص 177 جزء چهارم جلد دوم حبيب السير و
تاريخ گزيده 494 - 498 عكسي ص 8 - 9 تاريخ مغول آقاي اقبال تصريح گرديده، سلطنت داشته
و بواسطه فتح هاي پي در پي او را سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند و اينكه در تمام ماخذ نام برده وي را
مداح ايل ارسلان ( متوفي بسال 558 بنا بر ضبط تاريخ گزيده ص 492 و بسال 567 بنابر قول حبيب السير
و بسال 568 بنابر نوشته تاريخ ابو الفدا ) معرفي كرده و نوشته اند كه بامر آن پادشاه قصيده اي از
خاقاني را جواب گفت، مسلما اشتباه است چرا كه بنابر تصريح خود وي سيف الدين 23 سال يا 13
سال پس از مرگ آن پادشاه متولد شده و در ديوان وي نامي از او و حتي از پسرش تكش كه از
سال 568/558 تا 596 سلطنت داشته نيست.
{2}
(1) در اين ديوان قصائدي چند در مدح اين پادشاه ديده ميشود از آنهاست:
تاج دين محمود شاه سند و كرمان آنكه هست ملك و ملت را معين و دين و دولت را نصير
و در جاي ديگر از توقف سمرقند كه موطن وي بوده و بسيار از آن نام برده قصد كرمان كرده و گويد:
من و خدمت شاه كرمان ازين پس كه شب كاه كاشان نير زد بكاهي
( كاشان يكي از شهرهاي اسفرنگ است ) .

آسيب ديدگي: برگهائي هم از آن افتاده
همه اطلاعات: [ 538 ] ديوان سيف اسفرنگ ( فارسي )
سيف الدين اعرج اسفرنگي ( اسفرنگ كه آنرا اسفره نيز گويند بنابر نوشته
ياقوت در معجم البلدان ( ج 1 ص 248 ) از توابع سغد سمرقند است و امين احمد نوشته
كه تا مرغنان نه فرسنگ است ) از شعراي قصيده سراي قرن هفتم هجري است و
چنانكه خود وي تصريح نموده (1) {1} بسال 581 متولد شده و در ماخذ نگارش اين
مختصر (2) {2} هشتاد و پنج سال عمر براي وي معين گرديده بنابراين بسال 666 (3)
{3} وفات يافته در شمع انجمن نوشته كه صد سال عمر كرد و بسال 652 وفات يافت.
و بطلان اين قول واضح است.
اين ديوان شامل مدائح خوارزمشاهيان از سلطان علاء الدين محمد (4) {4} بن تكش بن
الب ارسلان ( 596 - 617 ) كه او را سلطان سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند تا
سلطان جلال الدين آخرين پادشاه اين دودمان و درباريان و دانشمندان اين عصر
و سلطان تاج الدين محمود پادشاه كرمان (1) {5} و امير عميد قطب الدين حبش كه از امراء
مغول و از طرف جغتاي و جانشينان او اداره ماوراء النهر بدو بر گذار بوده و
غزليات و مقطعات و رباعيات و تركيب بند و غيره ميباشد و دولتشاه شماره ابيات
آنرا دوازده هزار و هدايت ده هزار معين نموده اند و نخستين نسخه زيرين تقريبا
شامل 11000 بيت ميباشد با اينكه برگهائي هم از آن افتاده و ابياتي در نسخ ديگر
از اين ديوان يافت ميشود كه در اين نسخه نيست.
سيف الدين بيشتر بطرز خاقاني و ظهير فاريابي راغب بوده و اشعار حماسي
زياد دارد در تمام ديوان او تخلصي نيست و از طرفداران و دوستان اهل بيت
پيغمبر اكرم ص بوده و در اين باب ابياتي چند در اين ديوان موجودست و از آنهاست:
تو داني كه بر اهل دين سخت باشد بجاي علي ديدن آل مروان
زانكه در باب امامت ز پيمبر بيقين هست بر جمله اولاد علي نص علي
آغاز: (2) {6}
_______
{1}
(1) در ورق 302 نسخه شماره ( 282 ) اين كتابخانه است:
مرا مادر پس از تاريخ هجرت بسال پانصد و هشتاد و يك زاد
نهال عمر من هفتاد و نه سال چو طوبي هر زماني نوبري داد
اگر فرزند جسماني نبودم كه گيرد در جهان از نام من ياد
مرا فرزند روحاني بسي هست كه جان غمزده زيشان شود شاد
تن من گر بميرد تا قيامت بقاي جان فرزندان من باد
{2}
(2) تذكره دولتشاه ص 126 - 128 هفت اقليم 1205 - 1209، آتشكده آذر ص 232 - 233
مجمع الفصحا ج 1 ص 252 - 254، مقدمه ديوان سيف ( اولين نسخه اين فهرست ) از هدايت،
شمع انجمن ص 213 و تاريخ مفصل ايران ( مغول ) آقاي اقبال ص 534. شامل شرح حال اين شاعر ميباشند.
{3}
(3) در آتشكده ( فقط در نسخه خطي شماره ( 2682 ) اين كتابخانه تاريخ فوت را دارد و در نسخ ديگر
خطي و نسخه چاپي سال وفات نوشته نشده است ) و تاريخ ايران ( مغول ) وفات سيف الدين بسال
666 ثبت گرديده و در مقدمه اين ديوان و مجمع الفصحا هدايت با اينكه عمر او را 85 سال تصريح
نموده و خود او تولدش را نيز بسال 581 نقل نموده، گويد بسال 672 وفات يافته و اين مسلما
اشتباه است.
{4}
(4) سلطان محمد بن تكش بن ايل ارسلان كه پيش از سلطنت ملقب به قطب الدين بوده و پس از آن
علاء الدين گرديد از سال 596 تا 617 چنانكه در ص 177 جزء چهارم جلد دوم حبيب السير و
تاريخ گزيده 494 - 498 عكسي ص 8 - 9 تاريخ مغول آقاي اقبال تصريح گرديده، سلطنت داشته
و بواسطه فتح هاي پي در پي او را سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند و اينكه در تمام ماخذ نام برده وي را
مداح ايل ارسلان ( متوفي بسال 558 بنا بر ضبط تاريخ گزيده ص 492 و بسال 567 بنابر قول حبيب السير
و بسال 568 بنابر نوشته تاريخ ابو الفدا ) معرفي كرده و نوشته اند كه بامر آن پادشاه قصيده اي از
خاقاني را جواب گفت، مسلما اشتباه است چرا كه بنابر تصريح خود وي سيف الدين 23 سال يا 13
سال پس از مرگ آن پادشاه متولد شده و در ديوان وي نامي از او و حتي از پسرش تكش كه از
سال 568/558 تا 596 سلطنت داشته نيست.
{5}
(1) در اين ديوان قصائدي چند در مدح اين پادشاه ديده ميشود از آنهاست:
تاج دين محمود شاه سند و كرمان آنكه هست ملك و ملت را معين و دين و دولت را نصير
و در جاي ديگر از توقف سمرقند كه موطن وي بوده و بسيار از آن نام برده قصد كرمان كرده و گويد:
من و خدمت شاه كرمان ازين پس كه شب كاه كاشان نير زد بكاهي
( كاشان يكي از شهرهاي اسفرنگ است ) .
{6}
(2) دو نسخه اين كتابخانه و نسخه كتابخانه مجلس هر يك بطرزي غير از طرز ديگري تنظيم شده و هر يك
بقصيده اي شروع گرديده است.

نسخه هاي مكرر اين كتاب Skip Navigation Links